خرید بک لینک
...
تمام شعرهاي جهان

زير سر چشمهاي توست

امان از شعر

امان از دل

و دستي که

به چشمهاي تو

غزل پاشيد

سمانه تيموريان.(آسمان)


@teymoorian

برچسب: امان از دل زینب,امان از دلتنگی,امان از دل,امان از دل زینب محمود کریمی,امان از دل زینب افغانی,امان از دل من,امان از دلم,امان از دل تنگ,امان از دل ساده,امان از دل رباب, نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 5:26


عاقبت

روزی

جایی در دوردستها

به هم , ....................خواهیم رسید

خودم دیدم

خطوط موازی ریل

در افق

دست در دست یکدیگر داشتند

سمانه تیموریان (آسمان)
@teymoorian

برچسب: عاقبت بازیگران پورنو,عاقبت,عاقبت بی شوهری,عاقبت بهزاد معزی,عاقبت بی ناموسی,عاقبت خیانت,عاقبت خود ارضايي,عاقبت جمهوری اسلامی,عاقبت سرهنگ معزی, نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 5:25

دیوانه نیستم

اما ...

اینروزها

حسی عجیب دارم

بین خودمان باشد

انگار

دارم از پشت آینه ,

تماشا میشوم ...

سمانه تیموریان (آسمان)
@teymoorian

برچسب: آینه ممنوع,آینه,آینه های روبرو,آینه کاری,آینه و شمعدان,آینه شمعدان,آینه و شمعدان نقره,آینه های نشکن,آینه شعر,آینه الکتروکرومیک, نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 5:25

گاهي بخواهي يا نخواهي زندگي اينست اتش به جانت ميزني اما هوا سرد است از بدو خلقت نام تو درگير اين بيت ست هر شب تن خوابت درآغوشي پر از درد ست جنگل به جنگل نام تو باران , ولي انگار هيزم شدن تقدير محتوم تن دارست دل عاقبت سر را به صحراميزند، آري عين القضاتم سرنوشتم بوسه بر دارست آتش بزن اندام اشعار پر از زن را خاکسترش را طعمه ارواح صحرا کن زنجير بر احساس پر عطرش زده آنگاه تبعيد را تقدیر دخترهای دریا کن يک پوکه در مغز پر از امواج اين نسلست يک غده توي ذهن خالي همين شهرست ما نسل سانديس و لباني سردوبي ماتيک با ما دهه شصتي، چرا آخرخدا قهرست ما چون حقي

برچسب: نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 0:59

...ضجه ميزند در من روح سرکش يک دردکار هر شبم شعر و فال حافظ و برگرد پرسه ميزند هرشب توي خواب گيسوهاتروح خسته يک زن توي قاب بازوهات بى تو آ سمان تنها, برکه اى پريشان استحال و روز اشعارشانهدام باران است در میان رگهایمخون نمی دود ، مردمپيله اى شدم در خودقصه ای پر از گندم آ سمان مرا ول کرددل به دام او افتادشمس چشم پر شعرش يک سبو بدستم داد شعله می کشد در من بوسه های پی در پیآتش نفسهایشآتشم زند تا کی ؟ سمانه تیموریان (آسمان)

برچسب: نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:37

... با شعر مرا بردند تا قعر شبی محزون تا سردی احساس و تا خون دل مجنون از دست دلت ای زن تا کی تب و شبگردی هرشب فوران غم دنبال چه میگردی؟ دست از سر من بردار ای بغض پراز باران ای گیجی بی پایان ای مرده ی بی سامان در بطن سیاه خود انگار مرا میخورد چشمان سیاه او تا گور مرا میبرد ای خاطر دردآلود ای هستی لاکردار این لاشه پر غم را از روی زمین بردار ای مرگ به تو دنیا دست از سر من بردار این خسته بی جان را یک گور و کفن بگذار از دست دلت ای زن دنبال چه میگردی هرشب فوران تب تا کی غم و شبگردی #سمانه_تیموریان(آسمان) @teymoorian

برچسب: شعر با مرام,شعر با مرامی,شعر با مراعات نظیر,شعر با قافیه مرا,شعر مرا با خود ببر,شعر با ارایه مراعات نظیر, نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:37

نامت را

در گوش بادهای جهان

زمزمه کرده ام

فردا

تمام دنیا

اردیبهشت خواهد شــــــــــــد

سمانه تیموریان (آسمان)

برچسب: اردیبهشت,اردیبهشتی,اردیبهشت شعر,اردیبهشت ماه,اردیبهشت یعنی,اردیبهشت ایرانیان,اردیبهشتی که باشی,اردیبهشت به انگلیسی,اردیبهشت به میلادی, نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:37

دل غمگین من در زیر یک آوار می رقصد نظير برگ زردي که , شده سر بار مي رقصد میان رقصهایی بی هدف , شبهای تنهایی دلی که زخمها دارد به حالي زار می رقصد توهم دارم اینکه عاشقت هستم و یا بودم شبیه نئشه های اکس من بسیار می رقصد رفیقان مست پاتیلن مفاعیلن مفاعیلن یکی مثل مترسک روی یک دیوار می رقصد شبیه بوسه آخر که طعمی از جدایی داشت برای آخرین بارش چه بی انکار می رقصد به بادم دادی و رفتی ،شبيه عشق اسکارلت کتاب مارگارت میچل ، سر بازار می رقصد دلم را عاقبت بردي به تیر يک غزل اما شبیه بچه آهو با پلنگی هار می رقصد بیا با بوسه های داغ لبهای دروغینت که عشق و عاشقی

برچسب: میرقصد زندگی پالت,میرقصد زندگی,شعر میرقصد, نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:37

... نیمه شب مثل یک کابوس میچکد از درو دیوار حجم سنگین دردی که کنج مغزم شده بیدار میخزم بین تنهاییم توی آغوش زانوهام بین شعری که جان داده روی تابوت بازوهام توی سلفی تنهاییم فید لبخند ماتی که اوغ زدن روی این مصرع تف به فریاد کاتی که عمق فکرم کویری محض زندگی سهم مردم شد مطمئنم که این جا هم حق من ناگهان گم شد پشت اسمم دری مخفیست رو به پاییز تنهایی سوی باغی پر از سیب و خواب آرام و رویایی مینشینم کنارت شعر عین آغوش یک مردی توی مشتت بغل داری شک ندارم که نامردی سمانه تیموریان (آسمان) @teymoorian

برچسب: نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:37

دلم گرفته نگو نه نگو نمیدانیچرا برای دل من غزل نمیخوانی دوباره فکر و خیال نگاه دریاییتدوباره شعر و هوای دو چشم بارانی خودم برای خودم با خودم شدم تنهاهجوم درد, بیشتر از این چه تاوانی شدی شبیه خودم , بی امان پر از سرماسکوت مبهم باغی, پر از زمستانی مفاعلن شب مویت ,مفاعلن چشمتبه وزن شعر تر من , بگو که میمانی خلاصه اینکه عزیزم مرا نمیفهمیدلم گرفته شدیدا نگو نمیدانی #سمانه_تیموریان(آسمان)

برچسب: نگو دلم گرفته, نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:37

صفحه بندی